محمد رضا واليزاده معجزى

95

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

خيره ساخت . آن‌گاه دسته كليد را تحويل سرهنگ داد و گفت از شما تصديق مىخواهم كسى كه اين مقدار ذخيره غذايى در انبارهاى متعدد خانه خود داشته باشد ديگر پول نقدى براى او باقى مىماند ؟ و براى سرهنگ سوگند ياد كرد [ كه ديگر چيزى ندارد ] . سرهنگ گيگو در اين مدت مهر على خان را خوب شناخته و مىدانست دروغ نمىگويد و به شرافت خود علاقه دارد . لذا به اظهارات او قانع شد . در اين مدت سه روز كه امير منظم در قلعه خود توقيف بود ، عده‌اى از دشمنانش مانند چنگيز خان كوليوند ، حاج صيد هاشم جهان سلطانى و امثال ذالك كه منتظر چنين فرصتى بودند ، از مهر على خان به سرهنگ گيگو شكايت كردند . سرهنگ بنا به دستور قبلى امير احمدى حاج صيد هاشم را خلعت داد و پيشكارى امور الشتر را رغما لانف مهر على خان امير منظم به او سپرد . سرهنگ باوجود عداوتى كه با مهر على خان داشت به پاس نمك‌خوارگى و شايد برحسب توصيه امير احمدى در مدت سه روزى كه وى در الشتر زندانى بود احترامش را محفوظ داشت و او را شلاق نزد . در صورتى كه آن اوقات رسم چنين بود كه با محبوسين ولو در هرمقام و مرتبه‌اى كه بودند بدرفتارى كرده شلاق زده و به اعمال شاقه از قبيل نظافت محوطه زندان و برچيدن سنگريزه‌هاى كف خيابان و عملگى و اين نوع كارهاى سخت و پست وامىداشتند . برعكس حسين خان برادر امير منظم را كه شهرت داشت « 1 » به مردم زياد ستم مىكرده و از راه ظلم و تجاوز به مردم ثروت زياد اندوخته است « 2 » سرهنگ گيگو آن‌قدر به چوب بست كه بدنش مجروح شد . روز سوم به دستور فرمانده لشكر ، مهر على خان و دو برادرش و ميرزا حسين خان بنان السلطنه رئيس دفترش را با صيد والى خان برادرزاده‌اش كه آن موقع جوان بيست ساله‌اى بود و تصادفا آن اوقات كسالت داشت ، به خرم‌آباد فرستادند و در عمارت ميرزا سيد رضايى واقع در ميدان پشت بازار تحويل فرماندار نظامى سرهنگ محمود خان فولادين دادند . رأى دادگاه زمان جنگ به محكوميت اين اشخاص صادر شد روزى كه مهر على خان امير منظم را وارد زندان حكومت نظامى كردند ، امير احمدى ديگر انتظار كسى را نداشت ؛ زيرا كسانى كه مقصر دولت بودند و مىبايست همه‌شان دستگير و

--> ( 1 ) . اصل : دارد . ( 2 ) . اصل : بوده .